زلال آینه
واما يك شعر قديمي
كه خودم خيلي دوستش دارم... زلال اشك زلال آينه ها را به گريه آوردي شكوه عرش علا را به گريه آوردي من الهزيز جهنم الي حظيظ بهشت تو از كجا به كجارا به گريه آوردي الاالـهـه خورشيدپشت ابركبود تمام اهل ســما را به گريه آوردي چراقنوت شكسته گرفته اي ، بانـو! چه كرده اي كه دعا را به گريه
آوردي؟ كنار بستر تو هيبت علي بشكست تو مرد هردو سرا را به گريه آوردي رواست اينكه پيمبر به مرتضي گويد : ... به خنده برده اي يـارا به گريه آوردي ؟ * * * ندا رسيد حسن را ... ، حسين را بردار خداگواست خدا را به گريه آوردي فاطميه 95
روزه 1389 ياعلي واي مادرم السلام عليك ايتها الصديقه الشهيده السلام عليك ايتها المـغـصــوبـه حقـــها السلام عليك ايتها المكســوره ضلعـــها السلام علي من خفي قـدرها و قبـرهـا السلام علي من سقط جنينها ـ محسن ـ ظلما و جورا و نحن ننتظر علي منتقمك المهدي ،الصاحب العصر والزمان . . . ولعنه الدائمه علي من كذب ولايتك و شهادتك مبهوت مانده فلسفه از اين
کمال ها ازلطف او گرفته زبان ها
مجال ها يک لحظه مصطفی و همان لحظه
مرتضاست يک جا ظهورکرده جمال و جلال
ها از بوسه بوسه های پيمبر به
دستهاش هردو رسيده اند به اوج کمال
ها با يک خطابه ، کار نبی گونه
کرد وگفت تنها علی است مرز حرام و
حلال ها سکان عرش و رشته خلقت به
دست اوست ترسی نداشت در دل خود از
جدال ها ... نفرين اگر نکرد به امر
امام بود او فاطمه است، مظهر اين
امتثال ها *
* * * آن روز اگر بلال اذان شکسته
خواند امروز روی مأذنه ها ما بلال ها . . . . . . با روضه می کشيم وسط پای کوچه را بعد از گذشت اين همه از عمر
سال ها آتش کجا و معجر ريحانه
بهشت ...!؟ ماندند زيـر بار چــراهـا سئــوال هـا *
* * * يک جمله عمق جان مرا واژه
واژه سوخت آخـر چگـونه پـرزده با اينــکه بال هـا. . . . !؟ ياعلي به نام صاحب دلهاي منتظر نوشته اند كافي است يكبار طواف چشمه خورشيد كنيد تا زمزم بهارتان بجوشد ما كه يك هزار و سيصد و نود و . . . بار چرخيديم دريغ ... زمستانمان بهاري نشد فسرده و افسرده ايم و صد حيف كه پژمرده. . . و خوب ميدانيم تا او جاري نشود ، مــا گل نخواهيم كرد عادت اين يك مصيبت است( نبودي و زيستم ) تنها براي عـرض ارادت گريـستـم سجاده پهن كردم و... دراوج گريه ها دراشتياق جنت و حور و پريستم پاي ركاب خود، طلب مرد مي كني بي پرده گويمت كه نبودم ... كه نيستم... اي خاك بر سرم ، به خدا ورشكسته ام ديگر توان نمانده كه بر پا بايستم درالتهاب برزخ ِ وهم و جنون خويش درحيرتم چگونه ... كجا .... يا كه كيستم ؟ هر رفت و آمد نفسم داد ميزند . . . عادت شده است غيبتتان چون كه زيستم ياعلي اختلاس این همه می گن دنیا ارزش نداره حالا کو گوش شنوا...........!!!؟؟ بهترین های خلق خداوند یعنی ذوات مقدسه اهل البیت علیهم السلام که همه آفرینش رو خدای تبارک وتعالی فقط و فقط به خاطر حضور نازنین این مقدسات آفریده رو ببینید چه جوری از متاع کثیف دنیا خودشون رو دور کردند و اگر هم از راه حلال و طیب و طاهر مالی داشتند دلبستگی که نداشتند هیچ ؛ بلکه حتی چند بار همه اموال خود رو انفاق می کردند ( شاهد مثالم امام مجتبی علیه السلام که 3 بار زندگی را از صفر شروع کردند) حالا که ما نگفتیم ( م ـ آ و خیلی های دیگه ... ) بیایین زندگیتو وقف کنین که اگه اینکار می کردید نه مشکلات دنیوی داشتیم نه حتی مشکلات دینی اولا عدد و اندازه این حرف ها نیستین ثانیا برای این کار هم درست نشدین اما لااقل مال مردم رو نخورین ...! آخه مال مردم ممکنه تو گلوتون گیر کنه چون مال مردم اندازه گلوتون نیست...(چشمک) این رباعی رو به اون از خدا بی خبرهائی که به نظر می رسه به هیچ چی اعتقاد ندارن تحویل میدم شاید از واقعیت مرگ کمی دلهوره پیدا کنن و به همین مقدار که یه کم فکر کنن ته این دنیا چاله تنگ و تاریک قبره ،کافیه ،حتی اگه اعتقادی به برزخ و قیامت و حساب و... ندشته باشن دیدم همه خلق جهان بی تابند بی تاب دو قرص نان و کاسی آبند من درعجبم مگر که بردند ز یاد فردا به میان روزنی می خوابند سرو کارشون بامولاعلی یاعلی خواستم آبها از آسیاب بگذره بلکه با فراغت بال و درکمال آرامش بنویسم و از آنجائی که سوره برائت بسم الله الرحمن الرحیم ندارد من نيز مینویسم بسم الله القاصم الجبار ای شیعه به ناصبی بجای کل کل برگو که عقیده اصل باشد نه عمل وهابی خــر! بدان که فردا ، محشر صاحب علی ، است مابقی ول معطل ******* احمد(ص) که دو دست دخترش می بوسید وز سـینه او بـوی خــدا می بوئیــد گفتند " فلانیه " حسادت می کرد )تاکــور شود هــرآنکه نتواند دید ( ******* واین هم طعن و هجوی برای یزید ملعون خبیث ، قاتل نوه پیغمبر خدا ــ حضرت ابا عبدالله الحسین ــ علیه السلام لحظه در لحظه دلخوشم امشب وچه رندانه بیهشم امشب طرب از حـرفـهـام میریزد چون شرابی به جام میریزد مگر امشب جهیم را بستند که چنین آسمانیان مستند مست گفتم تمام ؛ اما نه مستی مستدام ؛ اما نه منکه امشب فراتر از مستم فی المثل تیرجسته از شصتم کارمستان اگرچه مـِی ، جوئی است کارمن فوق هر چه میگـوئــی است کار مستان شراب نوشـیــدن کارمن هم ، یزیــد گا ...... ن گرچه زین کار نفرتی دارم چه کنم گفته بود " میخوارم" بر قاتلین مادرسادات س ومنکرین امیرالمؤمنین ع الی یوم القیامه لعنت بریزید و تابعینش لعنت چه قرینه زیبائی که پست بیست و هشتمم به مناسبت بیست و هشتم صفر رقم خــورد امام حسن عليه السلام آيا شده بال و پرت آتش بگيرد* هر چيز در دور و برت آتش بگيرد آيا شده بيمار باشی و نگاهت از نيش خند همسرت آتش بگيرد آيا شده يک روز گرم و وقت افطار آبی بنوشی ... جگرت
آتش بگيرد آيا شده تصويری از مادر ببينی تا عمر داری پيکرت آتش بگيرد .... می گريم از روزی که می بينم برادر در کوفه موی دخترت آتش بگيرد می گريم از روزی که می بينم برادر از هرم خاکستر سرت آتش بگيرد آه ... از خنکهای گلويت بوسه ای ده تاقبل از اينکه حنجرت آتش بگيرد .... آقا بس است ديگر مگو از شعله هايت ترسم که جان خواهرت آتش بگيرد *
باالهام از دوست و سرور عزیزم آقای لطیفیان سلام علیکم بدون شرح می نویسم فقط با این توضیح مختصر که به اصرار شدید دوستانم این کار تقدیم همان دوستان عزیز گردید وتقدیم همه دوست داران رهبری انتقام شیطان. . . .... ****** و این هم دو رباعی ساده و مفهومی ۱) ۲) در همه حال و احوال یا علی السلام علیک یا ذبیح العطشان این هم چند سیاهی ای که شاید باعث جاری شدن سپیدهای شما شود حضرت رقيه سلام الله عليها به زحمت تكيه
بر ديوار ميكرد گهي اين جمله
را تكرار ميكرد الاهي صورتش
آتش بگيرد ! كه با سيلي مرا
بيدار ميكرد ******* چه داغي برجگر
بگذاشتي زجـر عجب دست زمختي
داشتي زجـر كه هركس ديد
گلبرگ رخم را به طعنه گفت كه
گل كاشتي زجـر ******* چو زينب پيكرش
را آب مي ريخت ستاره بر تن
مهتاب مي ريخت همه ديدند چون
زهراي اطهر زهرجاي تنش
خوناب مي ريخت ******* نه تنها پيكرش
بي تاب بوده كه گل زخم تنش
خوناب بوده چه كاري كرد
سيلي با دوچشمش؟ كه گوئي چند
روزي خواب بوده ******* تمام پيكرش از
درد ميسوخت لبش از آه آه ِ
سرد ميسوخت اگرچه شمع سـرخ
نيمه جان بود ندانم از چه
رنگ زرد ميسوخت ******* تمام درد بر جانم نشسته رد خون روي دستانم نشسته تو خوردي خيزران و ، من ندانم چرا زخمش به دندانم نشسته ******* حضرت
علي اصغر(عليه السلام) قنداقه
رفت بالا، بالا تر از هميشه ديدند
مه درآمد ، زيبا تر از هميشه اين گرگ سنگدل را ، اي كاش ره بگيرند زوزه
كشان دويده ، بـُـّرا تر از هميشه باران
خون گرفته ، پهناي كربلا را صحرا
به جوش آمد ، دريا تر از هميشه مثل
عروسك خواب ، آرام و بي صدا بود بين
عباي مردي ، بابا تر از هميشه با
قطره هاي خونش، برآسمان نوشته " جانم فدات بابا..!" خوانا تر از هميشه حالا عروس زهرا ، با افتخار ميگفت زينب! ببين شدم من زهرا تر ازهميشه * *
* وقتي به خاك ميكرد ياقوت آخرش را احساس كرد تنهاست ،تنها تر از هميشه گنجي كه كرد پنهان ،امروزآشكار است درچشم هاي شيعه
، پيدا تراز هميشه حضرت
قاسم بن الحسن (ع) يد
موسي و مسيحائي عيسي دارد نفس
تيغ كفش معجز احياء دارد حسني
زاده ولي ابن حسينش گويند اين
حسيني حسني رزم تماشا دارد ضربه
اي مي زند و هيمنه ها مي شكند "
قاسم " بن الحسن اسمي كه مسمي دارد اين
پسر آينه حسن حسن بود و شكست پس
حسن در همه كرب و بلا جا دارد عسل
سرخ ز كنج لب او مي ريزد لعل
شيرين و لب و شور معما دارد تاك
بود و به مصاف تبر و داس كه رفت سرو
برگشت ، قدي هم قد آقا (ع) دارد * * * صورت
و سينه تو ...، پهلو و بازوي علي... چقـَـدَر
كرب و بلا حضرت زهرا دارد عاشورا آرام
تر بـرو که توانی نمانده است تا
آخرين نگاه زمانی نمانده است بگذار
تا که سير نگاهت کنم حسيـن! يک
لحظه بعد از تو نشانی نمانده است میخواستم
فدای توگردم ولی نشد بعد
از شهيد علقمه جانی نمانده است داری تو میروی ؟ که عنان گير من شود ؟ وقتی
که هيچ مرد جوانی نمانده است اين
گله های گرگ نشستند درکمين تا
با خبر شوند شبانی نمانده است * * * او
رفت و بعد شيهه اسبی غريب ؛ . . . ماند شاخه
شکست ؛ رايحه عطر سيب ماند يک
تن به جای حضرت يوسف به چاه خفت اما
سری ؛ دريغ . . . به روی صليب ماند از
آن همه جمال جميل خدا ؛ فقط تصوير
مات و خاکی شيب الخضيب ماند ديگر
برای بوسه شمشير جا نبود حتی
لبان دخترکش بی نصيب ماند درلابلای
آن همه فرياد و هلهله تنها
صدای مادری آنجا غريب ماند * * * صحرا
ميان شعله صدتازيانه سوخت پروانه
های کوچکِ در اين ميانه سوخت تنها
نه بال نازک پروانه های دشت گل
های سرخ روسری دخترانه سوخت يکباره
کربلا و مدينه يکی شدند پهلو
و دست و
بازو و گیسو و شانه
سوخت مابقی
بماند در گذری دیگر يــاعـلــــی
مــدد عینا این پست کپی برداشته شده است مسابقه
سراسری شعر آیینی «محتشم» ویژه
ایام محرم و صفر1433-1390 «حسینیه»
پایگاه تخصصی مدح و مرثیه اهل بیت علیهم السلام، با توجه به نزدیک شدن به
ماه های
محرم و صفر و ایام عزای اهل بیت علیهم السلام در نظر دارد اولین مسابقه
سراسری شعر
آیینی «محتشم» را در فضای مجازی اینترنت برگزار
نماید. از
همه شاعران عزیز آیینی و متعهد دعوت به عمل می آید تا با ارسال اشعارشان به
این
پایگاه در این مسابقه شرکت نمایند. معیارهای لازم اشعار ارسالی: ملاک های اولیه: 1.
استناد و اتکای به مقاتل، منابع دینی و روایی و معارف حقه ودوری از تحریف و
غلو و
مطالب بی اساس. 2.
توجه به تعریف صحیح مرثیه و مورد نظر قرار دادن مراثی اصلی اهل بیت(ع) نظیر
غصب
ولایت و ...در کنار مصائب ظاهری و جسمی. 3.
توجه به نکات فنی شعر و هنرهای شعری. 4.
بداعت و کشف های شعری و مضمون سازی قوی و درست. ملاک های ثانویه(نهایی): 1.
خیال پردازی و سرشار بودن از عاطفه و احساسات منطقی دور از افراط. 2.
پرداختن به ابعاد حماسی و عرفانی وقایع و توصیف حالات و ظرایف موضوع. 3.
پرهیز از بیان پیچیده شعری با توجه به سطح مخاطب عمومی جامعه در کنار
مضامین عالی
و والا. 4.
ترویج و احیاء فرهنگ عاشورایی با توجه به مسائل روز و مورد نیاز جامعه. (لازم
به
ذکر است که این ملاک ها با توجه به نظر کارشناسی جمعی از شاعران زبده
آیینی
کشور و با نگاه به فرمایشات مقام معظم رهبری در این زمینه تدوین شده است.
ضمنا
آثاری که حائز ملاک های اولیه باشند به مرحله ارزیابی نهایی وارد می شوند.) موضوعات: اشعار
ویژه
ایام محرم و صفر زمان : 1390/7/19الی1390/8/24 ارسال اشعار: از
طریق قسمت «ارتباط با ما» یا قسمت نظرات پایگاه حسینیه به آدرس http://www.hosenih.mihanblog.com یا از طریق ایمیلmotallebi64@gmail.com لازم به ذکر است که حتما در کنار
اشعار ارسالی
تان جمله «مخصوص مسابقه شعر محتشم» را درج نمایید. داوران: شاعران
ارزشمند
آیینی: علی اکبر لطیفیان،
علی اصغر ذاکری و... و
با حضور شاعران آئینی : یوسف رحیمی، مجید
لشکری و یاسر حوتی جوایز: کمک
هزینه سفر زیارتی کربلای معلّی و ... نکات: 1.هر
شاعر
می تواند 3 شعر برگزیده خود را در این مسابقه شرکت دهد؛ لکن ارسال بیش از
سه
شعر جهت درج در این پایگاه بلامانع می باشد.(اشعار برگزیده تان را مشخص
کنید) 2.شاعران
محترم
حتما جمله «مخصوص مسابقه شعر محتشم» را در کنار اشعار ارسالی شان درج
نمایند
و شماره تلفن، ایمیل و آدرس پایگاه اینترنتی خود را جهت اطلاع رسانی درج
نمایند. 3.انتخاب
و
بررسی اشعار برتر صرفاً با نظر داوران محترم و بر اساس معیار های مطرح شده
صورت
می پذیرد و در این زمینه نظر شخصی گردانندگان پایگاه حسینیه موثر نمی باشد. 4.اشعار
ارسالی
و برگزیده تا قبل از ماه محرم توسط همین پایگاه اطلاع رسانی می گردد. برگرفته از سايت خبري فارس نيوز و وبلاگ حسينيه به آدرسهاي ذيل http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900719000471
ياعلي السلام عليك يا نور الله في ظلمات الارض درسته منت به سرم گذاشتند و همسايه امام رضام اما باور كنيد اينــروزهـا همه جاي دلم مشهده مشهدي كه محل شهود و نظاره است وآنقدر اين مشهد واضحه كه حتي من كورهم ميتونم توي آينه رضائي آن تصوير صاف خداي رضا را ببينم الحق وقتي دقت كني ميبني توي عالم هرچه رضايت و خوشنودي و خرسندي و مسرتت همه و همه اش از چشمه وجود امام رضا (عليه السلام) جاري شده براي همين هم است كه هر كسي غم داره و دلگيره اگه به زيارت حضرت بيآد ، بر نميگرده مگر مسرور و دلشاد شايد به همين دليله كه فرمودند: دوست و دشمن از امام رضا عليه السلام راضي بودند كه اگه اين حديث رو طور ديگري معنا كنيم زبانم لال معناي . . . مي ده كه الهي همه عوالم وجوديم بسوزه و خاكستربشه اما اين حرف رو از جائي نشنوم بماند . . . يك چند بيتي رو هم تقديم حضرت عليه السلام كردم كه از خود ايشان ميخوام با رأفت و مهربوني كه دارند بپذيرند شايد دستگير عالم تاريكي من بشه شما هم با نگاه غير اغماض ببينيد. . . ياعلي از ره دور آمدم گداي تو باشم تا كه مگرغرقه در عطاي تو باشم هرچه كه دارم بگير از من واما مرحمتي كن فقط براي تو باشم دام، زياداست و گرگ، نيز كمين
است گاه چو فطرس سلام ،آورم از دور گاه چو جبريلِ دستهاي تو باشم لب بگشا شهد وحي در دهنم ريز ساكنِ يك اربعين ،حراي تو باشم خواستم از حق كمال بندگي ام را گفت به دنبال رد پاي توباشم گر تو نبودي خدا شناس نبودم شكر ، مسلمان ربناي تو باشم گرچه غريبي خودت ؛ غريب نوازي تا چه رسد آنكه آشناي تو باشم پنجره فولاد تو راه بهشت است پنجره واكن كه در هواي تو باشم اينكه به هر يا حسين ناله برآرم در پي آنم كه هم صداي تو باشم .
. . ياعلي
بسم الله الصادق العظيم اين هم يك غزل مدحي ــ
مصيبتي ، با حال و هواي هيئت تقديم به امام معارف ـ امام صادق)عليه
السلام ) هرچند يه عالم واسه حضرت آقا حرف دارم ، اما به
همين بسنده ميكنم و بدون شرح غزل ناقصم رو تقديم ميكنم از ازل دَرد به پيمانه مردان كردند دل عاشق شده را كلبه احزان
كردند هركسي را كه به عالم سر
حشمت خواهي است لطف كردند و شبي خادم سلطان
كردند سفره اي وسعت صدق تو گشودند
به دهر انبيا را سر احسان تو مهمان
كردند همه آفاق گرفته است به خود
رنگ تو را با وجودي كه همه فضل تو
كتمان كردند در تو ديدند ملائك صفت خالق
را علت اين است اگر، سجده به
انسان كردند بر سر سفره دونان نبرم منت
نان من همانم كه به من لطف
فراوان كردند هشتمين آينه وجه خدائي ، صد
حيف شش جهت ظلم به تو حضرت جانان
كردند دل شب بود كه گنجينه دين را
بردند عده اي كفـر صفت ، سرقت
ايمان كردند پا برهنه عقب اسب دواندند
تو را آسمان را پس ازاين حادثه
گريان كردند همه روضه همين است كه آقاي
مرا مدتي گوشه اسطبل به زندان
كردند * * * گرنبودي ، اثر از روضه
ارباب نبود خلق با حنجر تو ذكر (حسين
جان ) كردند يا علي شيعه در ظهور
درسته دير اومدم اما جائي بودم كه تموم شما دوستان عزيزم رو دعا كردم آره ، رفته بودم زيارت زايشگاه حضرت مولا(عليه السلام) راستي وقتي خوب نگاه كردم تازه راز و رمز اينكه چرا همه بايد دور كعبه بچرخند رو پيدا كردم البته ناگفته نمونه كه خودش سر اين راز رو گشود سِـرّ اين موضوع اينه كه چون كعبه با تمام وجود و اركان و هجر و حجر و مقام وحطيم و مستجار و ملتزم و باهمه وهمه اش ؛ فقط و فقط حضرت مولا رو نشان ميداد و ظهور و بروز اميرالمؤمنين بود ، و در واقع شده بود شيعه و شعاع تمام نماي علي(ع) حالا شيعه تمام نما كه نه ؛ چون شيعه تمام نماي حضرت سلطان ولايت نيست كسي جز رسول مهرباني ها (ص)؛ اما ميشه گفت تمام خودش را خرج ظهور اميركائنات كرده و مولا را باتمام توانش نشان داده بود واي كاش من و ماهم سبب ظهور و بروز امام عصر خودمون بشيم حالا توخود حديث مفصل بخوان از اين مجمل از اينكه بگذريم؛ روز جمعه و مقابل درب خانه بيت الله و چشمان خيس منتـظِر امام منتـظـَران؛ قايق دلم رو به سمت بركه يك رباعي كشيد وهمين هم شد سوغات من از شهر غريب مكه اي كه شيعه كامل رو بين دشمنان كامل خدادرحصارجهل و تاريكي خودش زنداني كرده باشد كه قبول نگار من افتد يك روز شب تيره سحر خواهد گشت آنروز زمين دور قمر خواهد گشت اوگرچه مسافر هزاران ساله ست ترديد نداريم كه بـر خواهد گشت درهمه حال يا علي سلام علي قلب زينب الصبور روز شهادت حماسه ساز تاريخ شيعه ؛ اسوه صبر و رضا ؛ مليكه سرزمين كربلا ؛ ام المصائب ؛ اخت الحسنين ؛ بنت البحرين ؛ شريكه الحسين ؛ حضرت زينب سلام الله عليها رو تسليت عرض ميكنم واما اين سه بيت از يك غزل ناتموم كه ديشب تو گرماگرم هيئت سروده شد رو جهت خالي نبودن عريضه و بنا به درخواست دوستان هيئتي ام تقديم بي بي عالم(س)ميكنم شايد قبول نگار افتد با دستهاي بسته گره وا نمود ؛ تا . . . ثابت كند كه دخت علي ،دست بسته نيست گيرم به چشم شوهر خود هم غريبه شد گيرم خميده گشت ؛ ولي هيچ خسته نيست سر را به پاي محمل سالار خود شكست گرچه سرششكسته ؛ ولي سرشكسته نيست * * * * برخيز و باز ، نافلهات را بهپـــا نـمـــا پيغمبر قيام ، كه از پا نشسته نيست ادامه دارد. . . الحمدلله الذي رزقنــا بلذيذ مناجاته الحمدلله الذي ملاء قلوبنا بكل محبته الحمدلله الذي خلقنا من شعاع انوار صفاته الحمدلله الذي سيحشرنا مع اسمائه ومناجاته و كل محبته و انوار صفاته و اسمائه (جل) هم اهل بيت النبوه و موضع الرساله و محال معرفه الله هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها و السر المستودع فيها واما اين چند بند ؛ عرض ارادتي است به صاحب لواء محشر و سلطان ولايت حضرت موليالموالي ـ اميرالمونين و امامالصالحين و معينالنبيين ؛ عليبنابي طالب(عليه السلام) ؛ كه تقديم ميكنم به ساحنت اولين مدافعين واقعي حـريم ولايت يعني رسول الله و حضرت زهرا(سلام الله عليهما) .
مدح حضرت مولا علي
اي ابتدات نقطه پايان آسمان
وي انتهات مثل خداوند، لامكان
ممسوس ذات حضرت الله اكبري با اين حساب ، درك شمارا نمي توان
گفتم : " چگونه مدح تو خوانم " ؟ ندا
رسيد
" درسجده آي و سوره توحيد را بخوان "
ماصنع دستهاي شما بوده ايم ؛ پس
اينگونه مي شود كه تو باشي خدايمان
دركعبه پا نهادي و كعبه شكاف خورد
يعني كه جاي توست دل دلشكستگان
كعبه سپيد رو شدو زلفش سياه شد هم خود به سجده آمدو هم سجده گاه شد
*****
(مهرت به كائنات برابر نمي شود)
حب تو آينه است ـ مكدر نمي شود
مريم ـ بنفشه ـ ياس ـ اقاقي . . . خود بهشت بي لطف دستهات ـ معطر نمي شود
گرصد هزار شير نر بيشه هاي جنگ هرگز يكي شبيه به حيدر نمي شود
حتي محمدي (ص) كه خودش فخرخلقت است
تامرتضي(ع) نداشت ، پيمبر نمي شود
با ما كسي كه سفره اش از مرتضي جداست سوگند مي خورم كه برادرنمي شود
اين سفره بوي عطر گل ياس مي كند باگندمي كه فاطمه دستاس مي كند
*****
رمز حيات ، قبضه شمشير مرتضاست هفت آسمانيان ، همه تسخير مرتضاست
قرآن ؛ زلال آينه ، تصوير ناب ؛ اوست هر آيه آيه ؛ آينه ،تفسير مرتضاست
جنات عدن، روضه رضوان، بهشت قرب درسايه سار شاخه انجير مرتضاست
اينكه خدا به ديده مردم بزرگ شد تأثير جاودانه تكبير مرتضاست
صبرش شبيه ضربه خندق ستودني ست
آري ؛ بقاء شيعه به تدبير مرتضاست
سلطان عشق..! حضرت والا مقام ها..! تسيلم تو ، شكوه تمام سلام ها
*****
اي ميوه رسيده باغ خدا ؛ علي..! آب و غذاي سفره اهل ولا ؛ علي..!
بدر و حنين و خيبر و خندق كه جاي خود تنزيل آيه هاي علق در حــرا ... علي
سـّر عظيم ليله الاسراء ؛ عروج بود من نفـْس ظاهري محمد(ص) الي. . .علي
تفسير ناب سوره توحيد ؛ مي شود. . .
. . . تلخيص در عبارت يك جمله "يـاعلـي"
با نوح و با خليل و مسيحا و با كليـم . . .
درهر زمان و عرصه و در هر كجا علي ... تو دركمال مطلق و انسان كاملي درمشكلات سخت ؛ تو حل المسائلي
*****
چيزي شبيه رايحه اي مي وزيد و رفت شبها به شانه ؛ نان و رطب مي كشيد و رفت
افسوس قدر و منزلتش را نداشتند تا درجوار كوثر خود آرميد و رفت
زهرا همان علي و علي نيز فاطمه است شكر خدا فراق به پايان رسيد و رفت ...
مردي كه شاهد صدمات مدينه بود يك روز مرد ... و در سحري شد شهيد رفت
گرچه كنار بسترش از مردها پر است
اما؛ دريغ محسن خود را نديد و ... رفت
غير از علي به عالم امكان مدار نيست
خلقت بدون اسم علي استوار نيست ياعلي بنا به نقل مشهور ؛ بيست و نهم جمادي الثاني را روز رحلت شهادتــگونه حضرت ام كلثوم عليها السلام مي نامند. به همين مناسبت ، سه رباعي ذيل؛ به رسم پيشكش محضر اين بي بي مصيبت كشيده تقديم مي شود انشاء الله مرضي رضاي مادرش حضرت زهرا (سلام الله عليها) باشد يك :) ســرمايه كربلاست ؛ ام كلـثــوم (عليها السلام) مهتاب ستـاره هاست؛ ام كلثوم (عليها السلام) در اوج نجـابت است و مظلوميـت (عليها السلام) زهــراي علـي نماست؛ ام كلثوم (عليها السلام) دو :) هم ؛ سايه خورشيد ولا ( عليه السلام ) بر سر اوست هم ؛ روح تمــام آب هــا (عليها السلام) ، مــادر اوست با اين حســب و نـســب كـه دارد ، بـي شـــك صــدهـا چـو اباالفضـل(عليه السلام) ؛غـلام در اوست... سه :) انـــــــدازه كــــــربــــلا مصـيــبــت دارد اشكي كه بر او ريخـتــه حـــرمت دارد دل گفت : " چو روز رحـلت ( مظلومه ) ست... ... پيـداسـت كـه تفسيــــر ( شهادت ) دارد " ياعلي سلام علیکم روز ولادت مادر سادات ــ حضرت زهرا سلام الله علیها ـــ را به امام رضا علیه السلام تبریک میگم این هم یک غزل اخلاقی با طعم مناجات البته هنوز کامل نشده... ... عمران نفس ، جان برادر شکستگی ست گر ذره ذره من شود آخر شکستگی ست از بعد ماجرای زمین خوردن دلم دانسته ام کمال،فقط درشکستگی ست کشکولم ازگدائی شب تا سحر تهی است این خود دلیل محکمی از ورشکستگی ست گر زیر پای یار ، نیارم سری به زیر حتی اگر که سرو شوم، سرشکستگی ست چندی است گوشه گیر بیابان غفلتم احساس می کنم اثر پر شکستگی ست می خواهی از نتیجه عمرم خبر شوی ...؟ یک جمله گویمت که مکرر شکستگی ست . . . دعاکنید که این شکستگی مقدمه آبادی شود آمین شبهاي ملكوتي فاطميه هفتاد وپنج روزه بود كه در وسط سينه زني، شعرقصيده گونه اي درخاطر آشفته اين حقير منظم آمد وحالا بنا به اصرار دوستان كريمم ، هرچند ناقص اما دراين نوشتار منقوش مي شود تا شايد با دعاي خيرتان تا فاطميه ديگر، ان شاءالله تكميل شده و تقديم گردد تا رضاي يار درچه باشد... ... حيدر ابوتراب و زهراست مادرآب خوشحال از سرشت اين جسم وپيكر استم اشك عزات بانو ! سيركمال من شد معراج تا خدارا مديون كوثر استم با آن، كه مادرم را با تازيانه مي زد آيا رواست اينكه ، گويم برادراستم..!؟ وقتي كه دشمن تو ازگريه مي هراسد گريان تر از هميشه تا روز محشر استم مادر دو بخش دارد، يك بخش" ما " و اما من داغدار بخش دوم ز مـا"در" استم بگذار تا كه مرتد يا كافرم بخواند اين كفر عين تقواست، من فاطمه پرستم ادامه دارد . . . ياعلي بسمه تعالی تقدیم به دوست و سرور عزیزم آقای علی اکبر لطیفیان که الحق اشعارش ، اِشعار مسمائیت اسمش است ازنان خودش بخاطرشهر گذشت پس فاطمه خانم است آقا هم هست ****** هرچند پنهانی ولی پیدا ترینی هرچند با مائی ولی تنها ترینی از آسمان می آئی ای باران رحمت گیرم که پائین آمدی بالا ترینی انسیه الحورائی و مبهوت ماندم انسان ترینی یا مگر حورا ترینی..!؟ وقتی توراز لیله القدری ، یقیناً تفسیر آیه آیه را معنا ترینی درک تومثل درک توحيدست ،سخت است برهرسئوال وپرسشم ، آیا ترينی هم جمع اضدادی و هم جمع نقیضین هرچند بانوئی ولی آقا ترینی گرچه مقام انبیاء زهراست ، اما... تنها تو دربین همه زهرا ترینی خواهم اگر یک جمله درمدح تو گویم تنها همین ، ( درجمع خوبی ها ، ترینی) ( عبدالزهراء ) یاسـر حوتی تقدیم به مومنین ولایت به مناسبت عیدالزهرا(س) عید بقر عمر کشون الهم العن الجبت والطاغوت و اللات والعزی.... اللهم العن کل من انکر ولایة مولانا امیرالمومین ـ علی بن ابیطالب ـ (علیه منک السلام ) (۱) لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ (سوره مائده آیه۷۸) ترجمه: از ميان فرزندان اسرائيل آنان كه كفر ورزيدند به زبان داوود و عيسى بن مريم مورد لعنت قرار گرفتند اين [كيفر] به خاطر آن بود كه عصيان ورزيده و [از فرمان خدا] تجاوز مىكردند (۲) گفته بودند ما خلیفه خداوند هستیم بر روی زمین وما امیر برمومنینیم.... وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ (سوره هود آیه۱۸) ترجمه: چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بندد آنان بر پروردگارشان دروغ عرضه مىشوند و گواهان خواهند گفت اينان بودند كه بر پروردگارشان دروغ بستند هان لعنتخدا بر ستمگران باد (۳) إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا(۵۷)سوره احزاب وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا (۵۸)سوره احزاب ترجمه: بىگمان كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مىرسانند خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفتآور آماده ساخته است و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بىآنكه مرتكب [عمل زشتى] شده باشند آزار مىرسانند قطعا تهمت و گناهى آشكار به گردن گرفتهاند (۴) رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا ترجمه : پروردگارا آنان را دو چندان عذاب ده و لعنتشان كن لعنتى بزرگ و (. . .) خداوند تبارک وتعالی درقرآن خود دشمنان ومناقین و آزار دهندگان به ائمه اطهار(علیهم السلام) را موازی با دشمن ومنافق و آزار دهنده به خود میداند ولذا به صراحت آنان را لعن میفرماید و نیز از سیاق آیه شماره یک (بالا) ( علی لسان داوود ) بر می آیدکه لعن بر دشمنان ومنکرین حقانیت هم باید به صراحت وزبان باشد و هم حتی بعد از مرگ ظالمین که البته این هم حکمتهائی دارد ازقبیل انجام فریضه وطاعت الهی وهم ایجاد تنفر نسبت به اعمال قبیح آنهاو ازهمه مهمتر شکسته شدن ابهت های پوشالیشان که سبب بشود کسی میل به آنهانکند و نکات بسیاردیگر که خارج از حوصله این مقال است شاهد مثال حقیر همین فریادهای گاه وبیگاه مرگ بر آمریکا ومرگ بر استکبار و.. امت اسلامی ایران که به تدریج سبب بیداری امتهای عربی منطقه تحت سلطه آمریکائی شده است علی ای حال مبرهن است هرکه خلاف کلام خداکند درقعر ظلمت دنیا وآخرت فرو خواهد شد بی شک وتردید اما اینکه برخی از بزرگان قائل به عدم جواز لعن هستند قهراْ مراد لعن علنی ودرجلوت است نه لعن پنهانی و در خلوت که معنای جلوت به نظر میرسد اعم از حضوراهل عامه(افرادمتشرع به دین خلاف) وهمچنین شیعیان مستضعف باشد لکن فریضه تولی وتبری که یکی از ۱۰رکن فروع دین اسلام است و ترک آن مستحق کیفر. چه خواهد میشود؟ شاید بهترین جواب این باشد که اهل تاثیر(علماء) با مشی ومرام و خطابه ها وکتابت خود و به هر نحو ممکن و بالطایف الحیل اذهان عموم انسان ها را زنده وهوشیارکنند وجهت بدهند ودرهمین راستا و بصورت موازی شعرا و مادحین اهل البیت (علیهم السلام) با دقت وظرافت خاصی تنور را آماده کرده وخمیر مایه ای را که علما آن را ورز داده اند برشته بسازند تا به لطف خداوند تبارک وتعالی این گرسنگی فرهنگی اشباع گردیده و جامعه انسانی از قید وبند شیاطین انسی و جنی درامان باشد ای قلم به دستان! ای علم به دوشان ! ای صاحبان منسب و درایت ! فرصت را مغتنم بشمارید که قطار عمر با سرعت ابرهای آسمان و بلکه باشتاب بادهای وزنده درحرکت است وبیچاره ونادم و ورشکسته کسی خواهدبود که چشم واکند وببیندبالش سرش سنگ تاریک قبراست ودستانش بسته به بندهای کفن و حال آنکه پرونده اش تهی ست از هرگونه دفاع از حریم ولایت آل الله که همان ولایت (تبارک وتعالی)است . فقط جهت اینکه بدانید حقیر هم دراین خصوص دستی برآتش دارم . . . الف: وهابی پست چون پلنگ است بدان درنده ولی جلد قشنگ است بدان صدسال نماز و روضه بی حب علی(ع) (کوبیدن آب در هونگ* است بدان) ********* ب: تقدیم به شاه عالم ـ امیر کونین ـ ابالحسن والحسین ـ وصی بلافصل مصطفی به امر حضرت الله ـ امیرالمومنین ـ علی بن ابیطالب و... نام تو فروزنده هر انجمنی ست قد سرو . رخت یاس . امامه ت چمنی ست صد سال نماز بی ولایت . ثمرش نوشیدن جای کوثر از آب منی ست * هونگ همان هاون است درلحجه شیرین مشهدی یا علی ایام احراق باب فاطمه(سلام الله علیها) است و دراین روز هم درب خانه رسالت با آتش کینه وحسادت خلیفه های غاصب خلافت ــ ابابکر و عمر (علیهما لعن الدائمه من الله) ــ سوخت وهم قلب امام زمان(علیه السلام) از شدت این مصیبت و داغ عظیم و چون این ایام ما عــــــزادار در ســـوخته ایم که چنین شعله برافروخته ایم... چند بیت ذیل را به مناسبت اولین شهید بیت علی (علیه السلام) ــ محسن بن فاطمه (سلام الله علیهما ) تقدیم دوستان ولایت می کنم هرچند شاید قدیمی باشد اما هر کهنه ای که دل آزار نیست مخصوصا اگر غزلی باشد که کامل آن هنوز هم چاپ نشده باشد . . . باشد قبول نگار افتد.... بيت الحرام ازخانه چارچوب درت راشکسته اند باب الحوائج پدرت را شکسته اند عمداً مقابل پسر ارشدت زدند یعنی غرور گل پسرت راشکسته اند بازو و سینه ـ کتف و سرت دردمی کند هرجا که بوسه زد پدرت ، را شکسته اند ای مرغ عشق خانه حیدرکمی بــپـر باورنمی کنم که پرت را شکسته اند ازطرز راه رفتن وقد هلالی ات احساس میکنم کمرت را شکسته اند ابری ضخیم سرزد و ماهت خسوف شد بی شک فروغ چشم ترت را شکسته اند دندانه های شانه پرازخون تازه شد اصلاً بعیدنیست ، سرت راشکسته اند بابستری کبود وپرازلاله های سرخ آئینه های دور وبرت را شکسته اند زان آتشی که بر شجرطیبــه زدند ثلثی زشاخ و برگ وبرت را شکسته اند یا زهــرا السلام علیک یا بنت الحسین ویا شفیعه المحشر یا رقیه نه تنها پیکرش بی تاب بوده که گل زخم تنش خوناب بوده چه کاری کرد سیلی با دوچشمش..!؟ که گوئی چندروزی خواب بوده * * * * چه زخمی بر جگر بگذاشتی زجر...! عجب دست ضمختی داشتی زجر...! که هرکس دید روی نازکم را . . . به خنده گفت که : " گل کاشتی زجر ! " * * * * چو زینب(س) پیکرش را آب می رخت ستاره برتن مهتاب می رخت همه دیدند چون زهرای اطهر(س) ز هر جای تنش خوناب می ریخت خداوند ان شاءالله به کسی که دردلهای مؤمنین شبهه وجودی حضرت رقیه(س) را انداخت رحم کند که اگر رحم او نباشد به شکل بدی باید پاسخ دهدمگر اینکه اشتباه کرده باشد که آنهم خطرناک است چراکه یک عده انسانهای جاهل بی اطلاع .حرف وشبهه آن آقا را ملاک خود قرار میدهندوفضای نورانی سطح اجتماع را آلوده به ظلمت وهمیات میکنند و دود این تاریکی درچشم مبتدابه این کلام میرود ودرعلم اخلاق به این کار آن آقا می گویند (( سیئات الباقیات )) واو درهر دو وجه ضرر کرده که با توجه به تألیفات دیگرش واقعاْ باید خواست که [[ خدایش بیامرزاد...! ]] همین .... یاعلی مدد السلام علیکما یا قاسم بن الحسن ید موسی و مسیحائی عیسی دارد نفـس تیــغ کـفـش معـجز احیـا دارد حسنی زاده ولی ابن حسینـش گویند این حسینی حسنی رزم ؛ تماشا دارد ضـربه ای می زنـد و هیـمنــه هـا می شـکنـد ( قاسم ) بن الحسن اسمی که مسمی دارد این پسر آینه حُسن حَسن(ع) بود و ،شکست پـس حســــن(ع) درهمـه کــرب و بلا ،جا دارد عسل سرخ زکنج لب او می ریزد لعل شیرین و لب شـور معمـا دارد تاک بود و به مصاف تبر وداس که رفت... ... سرو برگشت ؛ قـدی هم قد آقـا دارد *** صورت وسینه تو...پهلو وبازوی علی... چقـَدَر کرب وبلا حضرت زهرا(س) دارد بسم الله الراضی المرضی السلام علیک یا نورالله فی الظلمات الارض درحرمت موج گدا دیدنی ست سفره رنگین شما دیدنی ست دور ضریحت که مطاف دل است کفر نباشد ؛ که خدا دیدنی ست بیــن همــه زا ئــر تو بیشتـــر .... ... کرنش شاه و اُمرا دیدنی ست شاهد من پنجره فولاد توست ناله یا رضا رضا ... دیدنی ست ازوسط صحن گوهر شاد تو پرزدن کرب وبلا دیدنی ست التماس دعا یاعلی بنام علی اعلی الحمدلله اگر دراین عالم چیزی نداریم اما همین نعمت حلال زادگی را داریم که باعث شده در مقابل تمام عالم سر برافرازانیم و سربلند باشیم یادمان نرود که هرچه هست درهمین ولایت حضرت مولاست(علیه السلام) ایام عید غدیر(( رُ فِع القلم )) است فقط برای مؤمنین ولایت حضرت آقا(علیه السلام) پس میتوان دراین ۳روز (روز عید و دو روز بعد آن) عباداتمان را خالی ازهرگونه ریا و عجب و... به اعلی مرتبه خود رساند پس التماس دعا البته خالی از لطف نیست که بدانید یک ۳ روز دیگری هم هست که مجموعاْ ۶ روز درسال رفع القلم است یکی در ۱۸ و۱۹ و۲۰ ذی الحجه و دیگری ۹ و ۱۰ و ۱۱ ربع الاول(عید بقر)که انشاء الله به جای خود توضیح خواهم داد البته به شرط حیات ولطف حضرت لطیف به هرحال سعی کردم دراین رباعی ذیل فضائی از تولی وتبری را رعایت کرده باشم هرچند کم ان شاءالله مقبول نگار افتد... یک برکه کویر آمد و .... دریا رفت با دست خدا . دست خدا بالا رفت گفتند که یاء وسین (ص) تلاوت می کرد آین آیه به گوش دیگران آیا رفت.. ! ؟ بر منکرین فضائل حضرت امیر المؤمنین(ع) . لعنت سالهاست که نمی دانم چرا هروقت نام زیبای حضرت جوادالائمه(علیه السلام) می آید ناخداگاهانه دلم میل طفل ششماهه ارباب (علیهما السلام) میکند. شاید هردو باب المرادند شاید هردو پسر امام هستند شاید هردو تشنه بودند شاید هردو را درجواب عطش. زهرخوراندند ( یکی را با زهر سه شعبه ودیگری با زهر خنده...!) شاید هردورا سر شکستند شاید هردورا از بلندی ....(وای...) وشاید هردو مادری دلتنگ دارند شاید وشاید هزار شاید دیگر و تنها شایدی که میدانم باید است همان خواست خود بزرگواران(علیهم السلام) است وبس والسلام السلام علیک یا رضیع العشان...! طفلی به روی دست رجز خوان کربلا در گردباد آخر طوفان کربلا برآسمان دست پدر همچو قرص و بدر درجزر و مد فتاده بیابان کربلا معراج رفته بود و دوباره نزول کرد... ...زیرعبا . پیمبر و قرآن کربلا فواره های خون گلویش به عرش رفت تندیس پایداری میدان کربلا وقتی صدای خنده دشمن بلند شد از پا نشست مادر گریان کربلا موجی به سمت خیمه و موجی به سمت دشت دریای پر تلاطم و حیران کربلا "از آب هم مضایقه کردند " ای دریغ این گونه بود قصه " مهمان کربلا " سلام علیکم حتماْ این حدیث راشنیده اید که فرموده اند: المؤمن مرات المؤمن ( مؤمن آینه مؤمن است ) واین مؤمن. هم میتواند کسی باشد و هم چیزی . . .! دراوج فردیت واحدیتِ جایگاه ایمان کسی نیست جز امام عصر( روحی وارواح الانبیاء له الفداء ) اما درجایگاه (چیزیت) یا اشیاء فی المثال میتوان گفت مسجدالحرام (کعبه) . بیت المقدس . مسجدکوفه . مسجدسهله و.... از شمارمؤمنین شیئی هستند ولی ازاعظم درجات این سنخ مؤمنین با عنایت به آیات و روایات به نظر حقیر .کربلای سیدالشهداء (علیه السلام) است. بماند... اما مرادمن از آینه دراین چندسطرسراسر نقص. همین جلسات اهل بیت(صلوات الله علیهم) و روضه های حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است. مگر نه اینکه خود ذوات مقدسه (علیهم السلام) فرموده اند.هرجا بزم مدح و عزای ائمه معصومین باشد. آنجابقعه وحرم آن بزگواران است.حالا میتوان گفت این مجالس شعاعی ازنورخورشیدی این بقعات است. پس هرگاه در این آینه های قدم می گذارم دنبال تصویر دلدار خود میگردم و مدام میگویم ای کاش.... آينــه هــا ..... همیشه آینه هـارا مـرورخواهــم کرد بدین امیـد ،زکـویت عبورخواهـم کرد اگرچه درغم وغربت نشسته ام حالا ولی چوازسفرآیی سرورخواهم کرد چنانچـه درپـس ابـری،منـم پس ابرم به صبح روزظهورت؛ظهورخواهم کرد فقط به اذن شمـا می شودکه خادم شد ومن به نوکـری تو غــرور خواهم کرد نـمازو روزه و حـج و همـه عباداتــم ! به قصدقربتـتان میل طورخواهم کرد خــدا نکـرده اگـر سـرهـوائیت نشود بدست خویش نهانش به گورخواهم کرد ویـا دو چشمم اگرمنتظـر به ره ننشست خداش رحم نمایدکه کـورخواهم کرد نه از برای ثـواب است روضـه می خوانم کـه یار، بهـر ظهور تو جورخواهم کرد تمام هستی خودراکه ران یک ملخ است فدای حضرت چشمت چو مورخواهم کرد اگــرکه پــرده بگیـری زچهـــره ماهـت هزارعشوه به حـور و قصـورخواهم کرد برمشامم میرسد هرلحظه بوی کربلا . . . می پرم تا خــــدا خداحافظ تا خـود کـــــــــربلا خداحافظ التماس دعا یاعلی سلام علیکم میدونم دیر اومدم اما سرم خیلی شلوغ بود شلوغ ؛ واسه اعیادی که گذشت آخه بار جلسمون یه طورائی به لطف امام حسین (ع) رو شونه منه اما خیلی سریع میرم سر اصل مطلب یه غزل ساده واسه آقای نازنینم ـ امام زمان (ع)ـ که الاهی دورش بگردم تقدیم شما امام زمونی ها میکنم باشد قبول نگار افتد مرا ببخـش كه خواندم،شـمايتان را تو بد عادتم شـده،چون بودم از، ازل با تو سـر دو راهي باغ بهشت وكلبه تان خـدا گواست بگويم، فقط كه تو.. يا تو.. نگاهبـان حـريم مقدس قلبـم حـرام كرده ورود هـرآنكس الاّ تو توآخـرين نفس سبزانبيـاءهستي خليل وآدم ونوح وكليـم وعيسي(ع)تو پيمبـران الولعزم (ع)ريزه خوارتواند عصـا وكشتي و باغ و دم مسيحـا تو..! شبيه حضرت احمـدشبيه خلق عظيم..! شبيه حضرت حيـدر..!شبيه زهـرا تو چه دير مي گذرد ، بي شمـا، شب و روزم چقـدر فاصله افتاده بين ،من؛ تا تو ... ودر درازي شبهاي بي شمـا بودن تمام آرزوي من،متي ترانا تو....
یا علی و التماس دعا سلام علیکم السلامُ علی قلبِ الزینبَ الحزینِ الصبور ِ شهادت حضرت ام المصائب را تسلیت عرض می کنم آری شهادت...! مگر میشود کسی مادرغمها باشد و فوت کند وازبین برود...!؟ محال است و به خدای کعبه محال است که او مرده باشد..! او شهیده است و بلکه افتخار همه شهداء این است که اگر ایشان ذره پروری نماید و منتی بگذاردشهداء را به غلامی درگاه خویش قبول فرماید بانوئی که درنیم روز، هجده یاس ، و چه بهتر که بگویم هجده باغبان یاس پرورش را درمقابل دیدگانش با داس ها و تبرهای زهری شان غارت کردند، آیا وقتی از دنیا رود میرود میتوان گفت فوت شده...!؟ نه... ! او شهیده شد اما نه با شمشیر آهن ، بلکه با شمشیر داغ غم و و خنجر التهاب و دشنه ماتم و نیزه غصه ، که به مراتب جراحاتش عمیق تر وکاری تر و . . . به هر حال هرچند امروز کاهلی کردم وابیاتی تازه نگفتم ( البته علتی دارد وآن این است که امشب مجلسی را برای عمه جان امام زمان(ع) گرفته ایم که سخت، فکری وعملی درگیر هستم) اما چند ابیاتی که یکی ازدوستان برایم اس ام اس کردند تیمناً می نویسم باشد قبول نگار افتد.... سر به محمل زد ، جگـر را آب کرد سر شکستن را به عالم باب کرد راه زاهــــد از ره عاشـق جداسـت سرشکستن تا ابـد قانون ماسـت مطلبی حـک بر در این مـکتب است مرجع تقلید شیعه زینب (س) است والسلام باسلام (سیزده) یکی ازاعدادی است که علاقه فراوانی بهش دارم وتنها علتش هم اینه که توی این روز خدا شاهکار خودش رو به همه عالم نشون می ده درسته که همه کارهای خدا خودش یه نوع شاهکاره ، اما بزرگی این روز ، بخاطر اینه که خدا همه اونچیزهای خوبی رو که خلق کرده (( یکجا )) توو وجود این آقای نازنین قرارداده و با غرور و تکبر الاهی که فقط شایسته خودش هم هست ؛ ادعا کرده هر کسی می تونه مثلش رو بیاره ، رو کنه ........ و این یعنی قدرت نمائی خدا فقط کافیه توی کیفیت تولد مولا دقت کنی ، همین یک فضیلت برای آدمها ! بسه که راه درست رو انتخاب کنن بگذریم .... امروز حال اثبات و استدلال واسه تأئید ولایت ندارم..! اینی که بیام بشینم فکر کنم اون خـــرها..! چی ها گفتن و حالا من از تو روایات
و قرآن و تاریخ بخوام ردش اثبات کنم ، خوشی اینروزها رو ازمن میگیره هر چند : (( آمدم دنیا برای خواندن مدح علی )) تازه .... این روزا که کعبه با اون عظمتش وقتی آقام توش قدم گذاشت نتونست دَووم بیاره و یه دفعه شکست ،دیگه مسلماً من با این دل نازکم ، حق بدید نتونم محکم بایستم و تکون نخورم ، احساس میکنم به لطف خدا ، بابام (( آره بابام ..! ، مگه هممون از خاک نیستیم و اون پدر خاک )) امروز هم که روز پدره منت گذاشته و توو دل منهم پا گذاشته ؛ چون نمی تونم توی پوست خودم بگنجم (( دارم پر میکشم ، دارم از خوشحالی منفجر میشم و داره چشمه چشمام مثه بهار میباره )) صدای باران رو نمیشنوی...!؟ واسه این ایام که شهد شیرین لبخند روی چهره های گندم گونتون حس میشه یه چند بیتی هر چند .... اما تقدیم حضرت زهرا ( س ) میکنم ، چون بناست تو این عالم و اون عالم ( اصلاً تو هرعالمی ) هرکی واسه امیــر زهــرا ـ علی (ع) ـ کاری بکنه ، مادر سادات اجرش رو بدند ... و شما هم اگه سلیقتون گرفت استفاده کنید .... یا علی... باشد قبول نگار افتد.... ای ابتــدات نقطــه پایان آســـــمان و ای انتهـات مثل خداونـد ، لامکان ممســـوس ذات اقـدس اللهُ اکبـــری بااین وجود فهم کمالت...؟ نمی توان گفتم: "چگونه مدح تو خوانم...؟" ندا رسید ... درسجـده آی و سـوره توحیــد را بخوان ما صنع دستهای شما بوده ایم ... پس اینگونه می شود که تو باشی خدایمان درکعبـــه پا نهادی و کعبه شـکاف خورد یعنی که جای توست دل دلشکستگان هرشب کنار سفره زهـــرا(ع) نشسته ایم حالا چگـــونه میــــل کنم ســمت این و آن خاکیم ، اگر نشسته به روی عبــای تو خورده مگیـــر ؛ حضـــرت بابای مهــربان التماس دعا...
چندی است که در شهر صدا پیچیده
انگار فضای شهرمان نورانی است
از رعد طنین یا ابا عبدالله
و از برق نگاهمان زمین بارانی است
ازلقمه پاک پدران ممنونیم
درسینه محبت خدا آورده
احسنت به شير و اشک مادرهامان
درس ادب و عشق و وفا آورده
یک عمر اگر سیاه بر تن کردیم
بر سينه مان ولای حق تابیده است
ازجوشش چاه زمزم صورتمان
پیداست که کوثرعلی باریده است
شکرانه این نعمت بی حد خــدا
تا آخر عمر سینه زن می مانیم
درسایه سید علی خامنه ای
حامی ولایت و وطن می مانیم
روز نهم از ماه ده و ... یخبندان
ده روز ولی بود که جان ها می سوخت
نه روز اگر چه در زمستان ... اما
از هرم عزاش استخوان ها می سوخت
آن روز تمام خلق در شیون بود
جن و ملک و حور و پری و انسان
آن روز مسیحی و کلیمی حتی
پشت سر هیئت حسینی گریان
یکباره تمام مشت ها واشد و بعد
تاریکی تاریخ هویدا می شد
یک عده فریب خورده و دنیا دوست
. . . انگار دوباره کوفه بر پا می شد
انگار غروب و عصر عاشورا بود
پر گشت تمام شهر از آتش و دود
با هلهله و سوت و کف و شادی و رقص
شیطان به امید انتقام آمده بود. . !
تاریخ پس از کرب و بلا را خواندیم
احوال یکایک امم را .... تنها
... از نسل بنی بر می آید
آتش بزند پرچم عاشورا را
ای کاش که منتقم ز ره باز آید
تا پاره کند خرقه سالوس و ریا
در باورمان هست که بر می گردد
تا باز ســتـاند انــتقام ما را
یک طایفه بعد جنگ در جا ماندند
یک عده جلو رفته وتنها ماندند
پس مانده و پیش رفتگان حیرانند
عمری است که درحل معما ماندند
گر قالب شعر خارج از آئینی است
اما نکند فرق سیاسی ـ دینی است
معنای بصیرتی که رهبر فرمود
هشیاری و تشخیص و حقیقت بینی است
كاش نيايد دمي جداي تو باشم
By Ashoora.ir & Night Skin

